شاید هیچ هنرمند زنده دیگری نتواند ادعا کند که هم به کودکان مهدکودک نقاشی آموخته و هم ریاست دپارتمان هنر در یکی از معتبرترین مراکز آموزش عالی آمریکا، کالج دارتموث (Dartmouth College)، را بر عهده داشته است. با این حال، برای برایان این گستره فعالیت هیچگاه تناقضی در بر نداشت. او مردی بلندقد و لاغراندام با صدایی گرم و پرطنین و خندهای همیشه آماده بود که به هر جنبه از کارش همچون تجربهای آموزشی مینگریست و بدین ترتیب همیشه رابطهای صمیمی و دوستانه با دانشجویان و خوانندگانش برقرار میکرد؛ فارغ از سنوسال آنها. اگرچه دیگر تدریس نمیکرد، اما نیمی از سال را در سفر میگذراند و با اجرای شعرخوانی و قصهگویی برای دانشآموزان و مخاطبان گوناگون در سراسر جهان همچنان الهامبخش باقی میماند. من و برایان سالها در کنفرانسها یکدیگر را دیدهایم و گاه با هم غذا خوردهایم. برای این گفتوگو، او در ۳۰ اکتبر ۱۹۹۹ از استودیوی خود در مین، از طریق تلفن با من صحبت کرد.
برای دیدن مجموعه آثار اشلی برایان اینجا کلیک کنید.
لئونارد اس. مارکوس: چگونه کارتان را در کتابسازی آغاز کردید؟
اشلی برایان: در مدرسه دولتیای که در دوران رکود بزرگ در ساوت برانکس (South Bronx) میرفتم، از همان ابتدا یاد گرفتیم درباره هر چیزی که میخواندیم کتاب درست کنیم. مثلاً وقتی الفبا را یاد میگرفتیم، برای حروف نقاشی میکشیدیم و سپس آنها را به هم میدوختیم و معلممان میگفت: «شما همین حالا یک کتاب الفبا منتشر کردید!» این آغاز کار من بود. کتابسازی با سرگرمی و بازی همراه بود. معلممان میگفت: «شما نویسندهاید، تصویرگرید، ناشرید. حالا کتاب را به خانه ببرید، شما توزیعکنندهاید!» در خانه نیز از والدین، خواهر و برادرها و عموزادههایی که با ما زندگی میکردند، واکنش گرم میدیدم و به همین دلیل به ساختن کتاب بهعنوان هدیه ادامه دادم. هیچگاه متوقف نشدم و همان رضایت اولیه بعدها، زمانی که هیچ علاقه تجاری به کارم نبود، مرا سرپا نگه داشت. بیش از پانزده سال طول کشید تا سرانجام آثارم توجه ناشران را جلب کرد.
سوال: با وجود رکود بزرگ، به نظر میرسد آغاز فوقالعادهای برای هنر و یادگیری داشتید.
پاسخ: بله، به لطف اداره پیشرفت کار (WPA) کلاسهای رایگان هنر و موسیقی در محله ما و در سراسر کشور برگزار میشد. والدینم ما بچهها را به هر فعالیت رایگانی میفرستادند. آنها میگفتند: «یاد بگیرید خودتان را سرگرم کنید.» این پشتوانه همه چیز بود. بنابراین من، خواهر و برادرانم همه نقاشی و طراحی میکردیم و ساز میزدیم. معلمان WPA برای کودکی دهساله مثل من هیجانانگیز بودند. مثلاً ممکن بود یک سیب را قرمز یا سبز نقاشی کنم، اما مربی آثار امپرسیونیستها را به ما نشان میداد و توضیح میداد که چطور میتوان با رنگهای متفاوت یک میوه را نقاشی کرد و همچنان ماهیت آن را حفظ نمود. این برایم شگفتانگیز بود و با این ایدهها بازی میکردم.
سوال: بزرگ شدن در برانکس آن سالها چگونه بود؟
پاسخ: محله و مدرسه دولتی ما از نظر قومی و نژادی بسیار متنوع بود؛ آلمانیها، ایرلندیها، ایتالیاییها، یهودیها و سیاهپوستان در کنار هم زندگی میکردند. فضایی نسبتاً بردبار و تحملپذیر وجود داشت. کنار مدرسه ما کلیسای لوتری بزرگی بود و ما بچهها به والدینمان گفتیم: «میخواهیم به آن کلیسای بزرگ و زیبا برویم!» مادرم ما را برد و مراسم آنجا به دو زبان آلمانی و انگلیسی برگزار میشد. ما در همان کلیسا رشد کردیم که همیشه در جامعه فعال بود.
سوال: آیا به کتابخانه عمومی محلهتان میرفتید؟
پاسخ: بله، حتماً. اگرچه ما توان خرید کتاب نداشتیم، اما از کتابخانه کتاب امانت میگرفتیم و تا زمانی که در دستمان بود، احساس مالکیت میکردیم. حتی از روزنامهها کوپن جمع میکردیم و وقتی به تعداد کافی میرسید، میتوانستیم آنها را با یک کتاب عوض کنیم. داشتن کتابی که کاملاً مال خودم باشد برایم ارزش بزرگی داشت. به یاد دارم کتاب طراحی واشنگتن ایروینگ (The Sketch Book) را درخواست کردم چون فکر میکردم پر از نقاشی است. اما وقتی رسید، فقط یک تصویر در صفحه عنوان داشت! در خانه، قفسههایی از جعبههای پرتقال درست کرده بودیم و کتابهایمان را روی آنها میچیدیم. همان قفسهها کتابخانه ما بودند.
سؤال: آیا کتابهای خاصی در آن دوران برایتان ویژه بودند؟
پاسخ: بله، بیشتر شعرها، قصههای عامیانه و افسانهها را با ولع میخواندم. از مادر غاز (Mother Goose) گرفته تا باغ کودکان رابرت لوئیس استیونسون (A Child’s Garden of Verses)، شعرهای کودکی یوجین فیلد (Eugene Field’s Poems of Childhood) و سینگ-سانگ کریستینا روسِتی (Christina Rossetti’s Sing-Song). عاشق شعر بودم و خودم هم شروع به سرودن شعر کردم. برای مدتها به رمانها علاقهای نداشتم، چون از خواندن کتابهای طولانی خوشم نمیآمد. داستانهایی را دوست داشتم که در چند صفحه روایت میشدند. شیفته زبان بودم و بارها به کلماتی که زیبا و درست کنار هم قرار گرفته بودند برمیگشتم. پاراگرافی که در من هیجان ماجرا یا زیبایی کلمات برمیانگیخت، دوباره و دوباره میخواندم.
سؤال: دانشآموز خوبی بودید؟
پاسخ: از نظر تحصیلی همیشه شاگرد خوبی بودم. در دبیرستان به این فکر میکردم که پزشک، وکیل یا چیز دیگری بشوم، اما در نهایت تصمیم گرفتم هنر بخوانم، چون همیشه نقاشی و طراحی کرده بودم. در سال آخر، با کمک معلمهایم ــ که همگی سفیدپوست بودند و خیلی از من حمایت کردند ــ نمونهکاری آماده کردم.
سؤال: آیا والدینتان هم شما را تشویق میکردند؟
پاسخ: خیلی خوششانس بودم که هیچوقت به ذهنشان خطور نکرد مانعم شوند. همیشه تأکیدشان این بود که اگر کاری خلاقانه و سازنده انجام میدهی، هیچ دلیلی برای توقف وجود ندارد. همین نگاه باعث شد بعدها بتوانم بهعنوان معلم کاری پیدا کنم که هم هنر را ادامه دهم و هم تدریس کنم. امروز هم وقتی با دانشآموزان صحبت میکنم، میگویم: شما به تشویق نیاز دارید. اگر در خانه کسی تشویقتان نمیکند، در خانه همسایه را بزنید و آنقدر ادامه دهید تا کسی پیدا شود که از کار خلاقانهتان حمایت کند.
سؤال: از مادربزرگتان که در کودکی همراه خانوادهتان بود بگویید.
پاسخ: او فوقالعاده بود. مادربزرگ سارا برایان، مادر پدرم بود. والدینم بعد از جنگ جهانی اول از آنتیگوا به نیویورک مهاجرت کرده بودند و وقتی او برای دیدن ما به برانکس آمد، سالها بود که پدرم و بیشتر فرزندانش را ندیده بود. من عاشق وقت گذراندن با او بودم؛ کنارش مینشستم، نقاشی میکشیدم و مدام سؤال میپرسیدم. یادم هست یک بار عصر، وقتی با لباس خواب روی تخت نشسته بود و داشتم از او نقاشی میکردم، دوستی وارد شد. مادربزرگم ــ که خیلی حاضرجواب بود ــ سرش را بلند کرد و گفت: «او شوهرمه!» خیلی شوخطبع بود و عاشق رقصیدن. کتاب مادربزرگ رقصان (۱۹۷۷) (The Dancing Granny) را بر اساس قصهای آفریقایی از آنتیگوا نوشتم و روح او را در آن به تصویر کشیدم. یکی از شخصیتهای اصلی این قصه عنکبوت حیلهگری به نام آنانسی (Anansi the Trickster) است. در نسخه من، برخلاف روایت سنتی که عنکبوت همیشه میگریزد، مادربزرگ بالاخره او را گیر میاندازد و با هم میرقصند. همانطور که نوشتم: «وقتی سر خم میشود، رقص ادامه مییابد، اما داستان تمام میشود.»
سؤال: آیا تصویر مادربزرگتان در نقاشیهای کتاب آمده است؟
پاسخ: در واقع، روح او در آنهاست. بچهها میپرسند: «مادربزرگت واقعاً این کارها را میکرد؟» و من میگویم: «اگر اغراق نکنید، داستان هیچوقت واقعی نمیشود.» برای این تصاویر از قلمموهای سریع و پرجنبوجوش الهام گرفتم، تحت تأثیر نقاش ژاپنی، کاتسوشیکا هوکوسای (Katsushika Hokusai). هنوز که به آن تصاویر نگاه میکنم، مادربزرگم را زنده و در حال رقص میبینم. او حدود ۹۴ سال داشت که از دنیا رفت.
سؤال: شما در جنگ جهانی دوم خدمت کردید. تجربهتان در آن سالها چگونه بود؟
پاسخ: در سال سوم تحصیل در مدرسه هنر کوپر یونیون (The Cooper Union’s School of Art) به خدمت سربازی فراخوانده شدم. آن زمان ارتش تفکیکشده بود و بیشتر سیاهپوستان را در یگانهای ترابری قرار میدادند. من در گردان بارانداز خدمت میکردم، ابتدا در بوستون و بعد در گلاسکو. سپس بخشی از عملیات نرماندی بودیم. سواحل پر از مین بود و بسیاری جان خود را از دست دادند. من خوششانس بودم که زنده ماندم.
سؤال: حتماً از نظر احساسی دشوار بود که برای آزادی در ارتشی تفکیکشده بجنگید.
پاسخ: بله، بسیار سخت بود. با آرمانها و ایدهآلهایت وارد میشوی، اما تجربههای تلخ خیلی زود آنها را خاموش میکند. در بوستون و گلاسکو مدام با محدودیت روبهرو بودیم، چون ارتش نمیخواست سربازان سیاهپوست با جمعیت سفیدپوست ارتباط داشته باشند.
سؤال: آیا در آن دوران هم نقاشی میکردید؟
پاسخ: همیشه وسایل طراحی همراهم بود؛ حتی آنها را در ماسک گازم میگذاشتم. هر فرصتی پیدا میکردم طراحی میکردم. در گلاسکو اجازه گرفتم در کلاسهای مدرسه هنر شرکت کنم. دوستان همقطارم فکر میکردند با این کار دارم افسرها را دور میزنم، اما واقعاً احساس میکردم برای حقم بهعنوان یک هنرمند میجنگم. بعد از بازگشت به کوپر یونیون، نمایشگاهی از طراحیها و نقاشیهایم در دوران جنگ گذاشتم. اما آن تجربه باعث شد نتوانم مستقیم به کار هنری ادامه دهم. برای همین دوباره از ابتدا فلسفه را در دانشگاه کلمبیا خواندم. میخواستم بفهمم چرا ما مدام جنگ را انتخاب میکنیم. پاسخی نبود، اما شیفته طرز کار ذهن شدم؛ اینکه چگونه انسان نظامهای اخلاقی، سیاسی و زیباییشناختی میسازد.
تابستانها به جزایر کرنبری در مین میرفتم که در دوران کوپر یونیون کشف کرده بودم. در سال ۱۹۴۶، نخستین دوره مدرسه نقاشی و مجسمهسازی اسکوهیگان (Skowhegan School of Painting and Sculpture) در مین را با بورس گذراندم. همیشه دفتر طراحی همراهم بود؛ برای من طراحی یعنی ارتباط با رمز و رازِ علامتگذاری روی صفحه سفید و دیدن اینکه چه چیزی پدیدار میشود. به محض پایان تحصیلاتم در کلمبیا، با استفاده از قانون جی.آی.بیل (G.I. Bill) به اکس-آن-پرووانس (Aix-en-Provence) در جنوب فرانسه رفتم و تمام روز به نقاشی پرداختم.
سؤال: آیا علاقهتان به فلسفه با دلبستگیتان به فولکلور در هم آمیخت؟
پاسخ: بله. ذهن همیشه میخواهد ارتباط برقرار کند و من احساس میکردم هر چیزی که یاد میگیرم با بقیه چیزها یکپارچه میشود. داستانهای عامیانه جهان را به هم پیوند میدهند. آنها را «گذرگاه» میدانم؛ راهی برای اتصال فرهنگها و پیوند گذشته با حال.
سؤال: از چه زمانی قصهگویی برای مخاطبان زنده را آغاز کردید؟
پاسخ: این ادامه طبیعی کارم بهعنوان معلم بود. همیشه در حال تدریس بودم؛ چه در دانشگاهها و چه در برنامههای فوقبرنامه برای کودکان. در مدرسه دالتون (The Dalton School) به بچههای مهدکودک و کلاس اولی نقاشی یاد میدادم. برای من، مهمترین بخش قصه این است که یک نفر با نفر دیگر حرف بزند. بچهها همهچیز را در قالب داستان دریافت میکنند: از جوابهایی که والدین به پرسشهایشان میدهند، مثل «وقتی بزرگ میشدی چه جوری بود؟» یا «دوباره اون داستان قایق رو بگو.» همه اینها تبدیل به سنت شفاهی میشود و بخشی از زندگی آنهاست. حتی اگر نویسنده نشوند، باز هم داستانها را به شکل خودشان منتقل میکنند. به این معنا، داستان همیشه در جریان است. وقتی نقاشی درس میدهم هم قصهگویی حضور دارد؛ نه فقط بهمعنای کار روی یک متن یا روایت خاص، بلکه حتی وقتی دانشآموزی راهی خلاقانه برای ربطدادن چند خط ساده به تنه درخت پیدا میکند، این هم نوعی قصهگویی است.
سؤال: چه چیزی را در تدریس بیشتر دوست داشتید؟
پاسخ: وقتی به دانشجویان کالج درس میدادم، عاشق تدریس دورههای مقدماتی و آموزش اصول اولیه بودم. دانشجویانی که سالها نقاشی نکرده بودند، از طریق تمرینها شروع به کشف میکردند. مثلاً با خطوط مستقیم و فواصل بین آنها کار میکردیم، سپس به بیرون میرفتیم و تنه درختان را طراحی میکردیم تا واقعیت درختان را به خطوط انتزاعی روی کاغذ مرتبط کنیم. همیشه سعی میکردم ماهیت انتزاعی هنر، چه رقص، چه نقاشی و چه شعر، برای دانشجویان ملموس شود. به آنها تمرینهای مشخص با محدودیت معین میدادم: «این کاغذ ۸ در ۱۰ است. این مداد است. تمرین این است که سیبها روی میز را بکشید.» وقتی محدودیتها را میشناسند و با تمام وجود کار میکنند، میتوانند فراتر بروند. مثل نقاشیهای رامبرانت که روی کاغذی با اندازه مشخص کشیده شدهاند، اما او با خود و خلاقیتش از محدودیتها فراتر رفته است.
سؤال: چطور به بچههای خیلی کوچک هنر یاد میدادید؟
پاسخ: با بچههای کوچک، بیشتر از همه لذت میبردم که غرق کارشان شوند. در مدرسه دالتون، فقط مواد لازم را آماده میکردم: قلممو، کاغذ و رنگهای اصلی به همراه سبز، سیاه و سفید. هیچوقت نمیگفتم «امروز این کار را انجام دهید». بچهها مستقیم شروع میکردند و ایدههای خودشان را دنبال میکردند. اگر کسی ایده نداشت، گاهی اشارهای میکردم، اما او به سرعت مسیر خودش را پیدا میکرد. هدفم ایجاد فضایی بود که بچهها به من وابسته نباشند و با هیجان فوقالعادهای ایدههایشان را ارائه دهند. گاهی یک بچه ستاره میکشید و پس از مدتی دیگران هم از او الهام میگرفتند. هر موتیف بیانتهاست و نمیتوان از قبل پیشبینی کرد بچه تا کجا میتواند با یک ایده پیش برود.
سؤال: درباره ملاقات با جین کارل، ویراستار کتابهای کودک بگویید.
پاسخ: جین کارل، مؤسس بخش کتاب کودک آتنئوم، یک روز به استودیو من در برانکس آمد. ابتدا مطمئن نبودم چه چیزی توجهش را جلب کرده است، اما وقتی به میز پروژههای کتابم رسید، تصمیم گرفت با من قرارداد تصویرگری کتابهای مختلف، از جمله گزیده شعرهای رابیندرانات تاگور (Moon for What Do You Wait?, 1967) را امضا کند. همچنین چند تصویرگری من از قصههای عامیانه آفریقایی را پسندید. این تصاویر با رنگهای قرمز، زرد، سیاه و سفید و با دقتی شبیه تراشیدن ماسک یا مجسمه آفریقایی کشیده شده بودند. بعدها بنیاد بولینجن این پروژه را خرید، اما نقاشیها در آن پروژه منتشر نشدند. من بازگفتهای خودم از داستانها را نیز مینوشتم تا روح سنت شفاهی به خواننده منتقل شود.
سؤال: چطور حس کلام گفتاری را روی کاغذ ثبت میکنید؟
پاسخ: از شعر و ابزارهای آن استفاده میکنم: قافیه، ریتم، آواسازی و تکرار حرف اول. این تکنیکها خواننده را وادار میکند حس کند به یک قصهگو گوش میدهد.
سؤال: چگونه رویکرد بصری کتابها را انتخاب میکنید؟
پاسخ: منابع بصری بسته به متن متفاوت است. مثلاً در کتاب سرودهای مذهبی برای کودکان (Walk Together Children, 1974)، از چاپهای بلوکی قرون وسطی اروپا الهام گرفتم تا سرودهایی که بردگان سیاهپوست ساخته بودند به سنت موسیقی مذهبی اروپا مرتبط شوند. این سرودها، خلقشده در شرایط دشوار، بیانگر مقاومت و زیبایی انسانی بودند و من خواستم برای بچهها قابل مشاهده باشند.
سؤال: وقتی کودک بودید، با افرادی که روزهای بردهداری را به خاطر میآوردند ملاقات داشتید؟
پاسخ: نه، این تاریخ بیشتر از طریق تلاشهای شخصی من برای یادگیری و مطالعه شعر و آثار نویسندگان سیاهپوست به دستم رسید. مثلاً با آثار پل لارنس دانبار (Paul Laurence Dunbar) و کانتی کالن (Countee Cullen) آشنا شدم. حتی امروز هم بسیاری از معلمان هنوز از شاعران سیاهپوست کمتر شناختهشده اطلاع ندارند.
سؤال: علاقه شما به شعرهای پل لارنس دانبار چگونه بود؟
پاسخ: دانبار با شعرهایی که به گویش سیاهپوستان مینوشت مشهور شد، اما آثار او به انگلیسی استاندارد نیز اهمیت داشت. من مجموعهای گردآوری کردم تا کارهای تأثیرگذار و قابل دسترس او را به بچهها معرفی کنم (I Greet The Dawn: Poems, 1978).
سؤال: درباره سبک تصویرگری در کتابهای تمامرنگی اخیر بگویید.
پاسخ: من همیشه هنرآموزشدیده هستم، اما به هنرمند خودآموخته هم وفادار ماندهام. گاهی در چارچوب سنتهای عامیانه و بدون بلندپروازی کار میکنم. این رویکرد بسیار لذتبخش است، چون شما صرفاً میدانید که کار درست انجام میشود و میتوانید در آن غرق شوید.
سؤال: چرا Turtle Knows Your Name را به جین کارل تقدیم کردید؟
پاسخ: به دلیل پافشاری و حمایت مداوم او از پروژههای من، درست مثل مادربزرگی که کودک را دنبال میکند تا نامش را یاد بگیرد. بدون او کارم شاید هرگز به مخاطبان گسترده نمیرسید. این کتاب همچنین به پسربچهای در جزیره مین اختصاص دارد، جایی که بیش از پنجاه سال زندگی کرده و شاهد رشد نسلهای مختلف بودهام.
سؤال: چرا روزها نقاشی و شبها تصویرگری میکنید؟
پاسخ: نقاشی هسته اصلی کارم است. عاشق کار مستقیم از منظره هستم، به خصوص در مین از بهار تا اواخر اکتبر. کتابها نتیجه طبیعی عشق به نقاشی هستند. نقاشها همیشه از متن الهام میگیرند، از کتاب مقدس تا تاریخ و اسطورهها.
سؤال: آیا به محله قدیمیتان در ساوت برانکس برگشتید؟
پاسخ: بله، هنوز خانواده و دوستانی آنجا دارم. حدود ده سال پیش، پس از آتشسوزی در کلیسای سنت جان اوانجلیکال لوتری، از من خواستند پنجرهای جایگزین طراحی کنم. من مسیحی سیاهپوست را طراحی کردم که از قبر برمیخیزد و سه مریم با تنوع رنگ پوست مختلف او را همراهی میکنند. پنجره اکنون کنار سایر پنجرهها میدرخشد.
کتابشناسی آثار اشلی برایان (Ashley Bryan)
کتابشناسی
• پسر سیاه (Black Boy) نوشته ریچارد رایت (Richard Wright) (1950)
• فابلیو: داستانهای هزلآمیز از فرانسوی کهن (Fabliaux: Ribald Tales from the Old French) ترجمه رابرت هلمان (Robert Hellman) و ریچارد اوگورمن (Richard O'Gorman) (1965)
• ماه، برای چه انتظار میکشی؟ اشعار (Moon, For What Do You Wait? Poems) اثر رابیندرانات تاگور (Rabindranath Tagore) (1967)
• گاو شاخهای شگفتانگیز و دیگر افسانههای آفریقایی (The Ox of the Wonderful Horns and Other African Folktales) (1971)
• با هم راه برویم کودکان: سرودهای روحانی سیاهان آمریکا، جلد ۱ (Walk Together Children: Black American Spirituals Vol 1) (1974)
• ماجراهای آکو (The Adventures of Aku) (1976)
• مادربزرگ رقصان (The Dancing Granny) (1977)
• سپیدهدم را خوشامد میگویم: اشعار (I Greet the Dawn: Poems) اثر پل لارنس دانبار (Paul Laurence Dunbar) (1978)
• جترو و جن جنگل (Jethro and the Jumbie) نوشته سوزان کوپر (Susan Cooper) (1979)
• جیم پرواز میکند (Jim Flying High) نوشته مری ایوانز (Mari Evans) (1979)
• طبل را بکوب، پومپوم (Beat the Story-Drum, Pum-Pum) (1980)
• من آواز خواهم خواند: سرودهای روحانی سیاهان آمریکا، جلد ۲ (I’m Going to Sing: Black American Spirituals Vol 2) (1982)
• خرخر گربه (The Cat’s Purr) (1985)
• شیر و جوجههای شترمرغ و دیگر اشعار مردمی آفریقایی (Lion and the Ostrich Chicks and Other African Folk Poems) (1986)
• چه صبحی: داستان کریسمس در سرودهای سیاهان (What a Morning: The Christmas Story in Black Spirituals) نوشته جان لنگستاف (John Langstaff) (1987)
• ش-کو و هشت برادر شرورش (Sh-Ko and his Eight Wicked Brothers) با تصویرگری فومیو یوشیمورا (Fumio Yoshimura) (1988)
• لاکپشت نامت را میداند (Turtle Knows Your Name) (1989)
• داستانهای چرا (Pourquoi Tales: The Cat's Purr, Why Frog and Snake Never Play Together, the Fire Bringer) همراه مارگارت هاجز (Margaret Hodges) (1989)
• تمام شب، تمام روز: نخستین کتاب سرودهای روحانی آفریقایی-آمریکایی (All Night, All Day: A Child’s First Book of African-American Spirituals) (1991)
• بالا رفتن از نردبان یعقوب (Climbing Jacob’s Ladder) نوشته جان لنگستاف (John Langstaff) (1991)
• بخوان برای خورشید (Sing to the Sun) (1992)
• هدیه کریسمس: گزیدهای از اشعار، ترانهها و داستانهای کریسمس (Christmas Gif’: An Anthology of Christmas Poems, Songs and Stories Written by and About African-Americans) نوشته چارمه رولینز (Charemae Rollins) (1993)
• داستان رعد و برق و تندر (The Story of Lightning and Thunder) (1993, 1999)
• چه دنیای شگفتانگیزی (What a Wonderful World) نوشته جورج دیوید وایس (George David Weiss) و باب تیل (Bob Thiele) (1995)
• زمان کوانزا است! (It's Kwanzaa Time!) نوشته لیندا گاس (Linda Goss) و کلی گاس (Clay Goss) (1995)
• داستان سه پادشاهی (The Story of the Three Kingdoms) نوشته والتر دین مایرز (Walter Dean Myers) (1995)
• خورشید چقدر آرام است: اشعار (The Sun Is So Quiet: Poems) اثر نیکی جووانی (Nikki Giovanni) (1996)
• الفبای شعر آفریقایی-آمریکایی اشلی برایان (Ashley Bryan’s ABC of African American Poetry) (1997, 2001)
• سرود پادشاه قهوهای: اشعار میلاد (Carol of the Brown King: Nativity Poems) اثر لنگستون هیوز (Langston Hughes) (1998)
• خانهای بیدر: چیستانهای آفریقایی (The House with No Door: African Riddle-Poems) اثر برایان سوان (Brian Swann) (1998)
• افسانههای آفریقایی اشلی برایان، آها (Ashley Bryan’s African Tales, Uh Huh) (1998)
• چرا پلنگ خال دارد: داستانهای دان از لیبریا (Why Leopard Has Spots, Dan Stories from Liberia) نوشته وون-لدی پای (Won-Ldy Paye) و مارگارت ه. لیپرت (Margaret H. Lippert) (1998)
• شب گوش دارد: امثال آفریقایی (The Night Has Ears: African Proverbs) (1999)
• عنیسه لی و هدیه بافنده (Aneesa Lee and the Weaver’s Gift) اثر نیکی گرایمز (Nikki Grimes) (1999)
• برگرد، عزیزم: اشعار پل لارنس دانبار (Jump Back, Honey: The Poems of Paul Laurence Dunbar) با تصویرگری مشترک (1999)
• چگونه خدا یونس را نجات داد (How God Fix Jonah) نوشته لورنز گراهام (Lorenz Graham) (2000)
• نمکپاشی در اقیانوس: ۱۰۰ شعر از شاعران جوان (Salting the Ocean: 100 Poems by Young Poets) اثر نائومی شهاب نای (Naomi Shihab Nye) (2000)
• پرندهی سیاه زیبا (Beautiful Blackbird) (2003)
• آشیانهای پر از ستاره (A Nest Full of Stars) اثر جیمز بری (James Berry) (2004)
• بگذار بدرخشد: سه سرود محبوب روحانی (Let It Shine: Three Favorite Spirituals) (2007)
• آمریکای من (My America) نوشته جَن اسپایوی گیلکریست (Jan Spivey Gilchrist)، تصویرگر مشترک (2007)
• اشلی برایان: واژههایی برای ترانه زندگی من (Ashley Bryan: Words to My Life's Song) (2009)
• همه چیزهای روشن و زیبا (All Things Bright and Beautiful) نوشته سسیل الکساندر (Cecil Alexander) (2010)
• چه کسی آخور را ساخت؟ (Who Built the Stable?) (2012)
• نمیتوانی مرا بترسانی! (Can’t Scare Me!) (2013)
• عروسکهای اشلی برایان: ساختن چیزی از همهچیز (Ashley Bryan’s Puppets: Making Something From Everything) (2014)
• با ترولی از پل تیمبلدون بگذرید (By Trolley Past Thimbledon Bridge) با تصویرگری ماروین بیلک (Marvin Bileck) (2015)
• بادبان بکش (Sail Away) اثر لنگستون هیوز (Langston Hughes) (2015)؛ نمایشگاه Ashley Bryan & Langston Hughes: Sail Away (2022–2023) در کتابخانه و موزه مورگان (Morgan Library & Museum)
• آزادی بر من: یازده برده، زندگیها و رؤیاهایشان به تصویر درآمده (Freedom Over Me: Eleven Slaves, Their Lives and Dreams Brought to Life) (2016)
• من محبوبم (I Am Loved) اثر نیکی جووانی (Nikki Giovanni) (2018)
• شکوفه زدن زیر خورشید (Blooming Beneath the Sun) اثر کریستینا روزتی (Christina Rossetti) (2019)
• امید بیپایان: سفر یک هنرمند سیاهپوست از جنگ جهانی دوم تا صلح (Infinite Hope: A Black Artist’s Journey from World War II to Peace) (2020)
جوایز برای آثار خاص
• 1981، Coretta Scott King Award برای تصویرگری، طبل را بکوب، پومپوم (Beat the Story Drum, Pum-Pum)
• 1983، Coretta Scott King Honor برای تصویرگری، من آواز خواهم خواند: سرودهای روحانی سیاهان آمریکا (I'm Going to Sing: Black American Spirituals)
• 1987، Coretta Scott King Honor برای نویسندگی و تصویرگری، شیر و جوجههای شترمرغ و دیگر افسانههای آفریقایی (Lion and the Ostrich Chicks and Other African Folk Tales)
• 1988، Coretta Scott King Honor برای تصویرگری، چه صبحی! داستان کریسمس در سرودهای سیاهان (What a Morning! The Christmas Story in Black Spirituals)
• 1992، Coretta Scott King Honor برای تصویرگری، تمام شب، تمام روز: نخستین کتاب سرودهای روحانی آفریقایی-آمریکایی برای کودکان (All Night, All Day: A Child's First Book of African American Spirituals)
• 1993، Lee Bennett Hopkins Poetry Award، Lupine Award، بخوان برای خورشید (Sing to the Sun)
• 1998، Coretta Scott King Honor برای تصویرگری، الفبای شعر آفریقایی-آمریکایی اشلی برایان (Ashley Bryan's ABC of African American Poetry)
• 2004، Coretta Scott King Award برای تصویرگری، پرندهی سیاه زیبا (Beautiful Blackbird)
• 2008، Coretta Scott King Award برای تصویرگری، بگذار بدرخشد: سه سرود محبوب روحانی (Let it Shine: Three Favorite Spirituals)
• 2010، Golden Kite Award در رشته غیرداستانی، اشلی برایان: واژههایی برای ترانه زندگی من (Ashley Bryan: Words to My Life's Song)
• 2017، Newbery Honor، Coretta Scott King Honor برای نویسندگی و تصویرگری، Lupine Award برای کتاب تصویری، نامزد Kirkus Prize for Young Readers' Literature، آزادی بر من: یازده برده، زندگیها و رؤیاهایشان به تصویر درآمده (Freedom Over Me: Eleven Slaves, Their Lives and Dreams Brought to Life by Ashley Bryan)
• 2020، Carter G. Woodson Book Award، Coretta Scott King Award برای تصویرگری، امید بیپایان: سفر یک هنرمند سیاهپوست از جنگ جهانی دوم تا صلح (Infinite Hope: A Black Artist’s Journey from World War II to Peace)
بر اساس کتاب «یک داستان به من نشان بده!: اهمیت کتابهای تصویری: گفتوگو با ۲۱ تصویرگر مشهور جهان»
نام کتاب به زبان اصلی:
Show Me a Story!: Why Picture Books Matter: Conversations with 21 of the World's Most Celebrated Illustrators
نویسنده: لئونارد اِس. مارکوس (Leonard S. Marcus)
ترجمه و تألیف: نغمه خاورینژاد